یادت می آید کودکی پاکمان را؟؟؟؟؟ لحظه شماری می کردم تا با تو همبازی شوم من چشم بگذارم تو پنهان شوی بی وقفه دنبالت بیایم تا پیدایت کنم یادش خوش همیشه من می باختم و تو می بردی به جز آخرین بار که بازی برنده ی نداشت تو پنهان شدی و من دیگر تو را پیدا نکردم همه جا را گشتم ولی تو نبودی گریه کردم با صدای بلند گریه کردم ولی تو آنجا نبودی تو...... تو ترکم کردی......... راستی فلانی برنده ی واقعی تو نبودی هر بار که پنهان می شدی از بوی عطر تنت پیدایت می کردم ولی رسم
برچسب:
نویسنده: آوا رضاپور
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 11:43